تبلیغات
๑۩۞۩๑اسلام پارس๑۩۞۩๑ - حضرت ابراهیم خلیل الله

حضرت ابراهیم خلیل الله

حضرت ابراهیم یکی از پیامبران الوالعزم است

که در نزد یهودیان ، مسیحیا ن ومسلمانان

مقام و جایگاهی بزرگ دارد و همواره به بزرگی

و احترام از ایشان یاد می شود. از کتاب تورات

و باستان شناسان می توان به زادگاه ایشان

پی برد . حضرت ابراهیم در شهر کلدانی در

فاصله دو رود دجله و فرات ، در جلگه ای که به

سوی جنوب کشیده شده بود ، قرار داشت. امّا

منابع عربی زادگاه او را شهر بابل می دانند.

حضرت ابراهیم (ع) در دوره جوانی از

سرپرستش آزر جدا شد زیرا سرپرستش از بت

پرستان و بت سازان بود و در این حالت نمی

توانست دین خدا را ترویج دهد.


1*ابراهیم و شکستن بت ها


ابراهیم در فکر شکستن بت ها بود برای انجام

آن کار سوگند خورد. زیرا این تنها راهی بود که

می توانست مردم را از ناتوانی و بی ارزشی

بت ها با خبر کند. هنگامی که مردم برای

برگذاری جشن به خارج از شهر رفته بودند

، حضرت ابراهیم برای عملی کردن سوگند خود

به بت خانه رفته وبا تبر بت ها را می شکند امّا

بت بزرگ را سالم می گذارد و تبر را در دست

آن بت بزرگ قرار می دهد . زمانی که بت

پرستان از جشن بر می گردند به بتکده می

روند و زمانی که آن صحنه را می بینند به پرس

و جو می پردازند تا بفهمند چه کسی به

عقایدشان توهین کرده است. برخی گفتند که

ممکن است کار ابراهیم باشد زیرا شنیده بودند

که ابراهیم درباره خدایان و بت ها بد گوئی

کرده بود. فرمانروایان پی او فرستادند تا او را

دستگیر و محاکمه کنند. فرمانروایان پرسیدند

آیا چنین کرده ای ؟ ابراهیم فرا رسیدن لحظه

ی حسّاس هدایت را حس می کرد. در پاسخ

ابراهیم (ع) می گوید: (این کار بت بزرگ است

که بر بت های کوچک خشم کردها استو اگر

باور ندارید از خدایتان بپرسید.) بت پرستان

غافلگیر سرافکنده شدند و سپس گفتند که در

خواست تو بی مورد است، زیرا تو می دانی

که بت ها سخن نمی گویند. هنگامی که دیگر

بت پرستان خود را مغلوب و عاجز دیدند برای

پوشاندن رسوایی خویش به زور متوسّل

شدند و فرمان سوزاندن او را صادر کردند. امّا

خداوند بالا مرتبه او را از مرگ نجات داد و آتش

بر ابراهیم سرد و سلامت گشت.


2*هجرت ابراهیم به مصر


ابراهیم در شهر حران اقامت گزید و در آنجا با

دختر عموی خو سارا ازدواج کرد امّا چون جز

لوط و چند نفر دیگر به او ایمان نیاورده بودند،

مجبور به هجرت شد.


3*چشم به دنیا گشودن اسماعیل


ابراهیم همراه با همسر خود از مصر به

فلسطین بازگشت. در این سفر هاجر- کنیز

سارا- نیز با آن ها بود.ابراهیم (ع) از خدا می

خواست که فرزندی صالح به او بدهد. سارا که

از خواسته همسرش با خبر بود به او گفت که

با هاجر ازدواج کن، شاید خدا فرزندی به تو

عنایت کند. ابراهیم با هاجر ازدواج کرد و

اسماعیل ثمره این ازدواج بود.

با تشکّر مدیر اسلام پارس